همه مردم ایران می دانند ، که کشورمان از اقوام مختلفی تشکیل شده که ، لر و کرد هم دو قوم متفاوت اما دارای اشتراکات زیاد هستند ، اما اخیرن فعالیت های شدیدی فرهنگی و سیاسی در غرب کشور در حال جریان است که به تبلیغ ...کشور کردستان ... می پردازند ، آنها با عنوان کردن این مسئله که لُرها هم کُرد هستند می خواهند، نقشه کشور کردستان بزرگ خود را اجرا کنند ، و اتفاقن دست بر قضا اتفاقات اخیر سیاسی نیز دست به دست هم داده تا این فعالیت ها نتایجی نیز داشته باشد !! طوری که چند روز پیش یک دوست لُر زبان!! با بنده تماس گرفت ، و می خواست به من ثابت کند که لرها... کُرد هستند!!!! اصرار این آدم آنقدر بود، که متوجه عمق فاجعه شدم ... او چنان شستشوی مغزی شده بود که هیچ کدام از نکته های مرا نمی فهمید!!  نقشه ای که مشاهده می کنید ، شبیه نقشه خاور میانه جدید آمریکاست!! ... آنها به کمک آمریکا می خواهند کشوری مستقلی داشته باشند ، غافل از این که کُردها جزو اصیل ترین اقوام ایرانی هستند ... فعالان فرهنگی کُرد که تعدادشان کم هم نیست و همه جا هستند!!  فعالیت خزنده ای شروع کرده اند ، که جای تعجب دارد که مسئولان مملکتی این فعالیت ها را نمی بینند... آنها نمی دانند ، که اکثریت لرها ...به این مصرع ایمان دارند ...چو ایران نباشد تن من مباد... من مخالف فرهنگ کردی نیستم همانگونه که فعالیت قوم ترک و بلوچ و عرب را هم دوست دارم ...اما حذف کردن ...نام قوم لر ... از روی جمعیت کثیری از ایرانیان اصیل آن هم به خاطر مقاصد سیاسی کار درستی نیست!! آنها با نوشتن و نشر کتب سعی می کنند تاریخی درست کنند که در آن جایی برای قوم لر نیست!!  این بزرگترین جفا به ایران و ایرانی است ... اهم فعالیت های فرهنگی کردستانی ها متمرکز شده بر روی قسمتی از قوم لر ...به نام لک ها ... آنها به خاطر شباهت چند فعل می خواهند آنها را از قوم لر جدا کنند !! همانگونه که می دانید ...قوم لر از سه شعبه بزرگ تشکیل شده که عبارتند از ...:

•1-    لر بختیاری ... 2- لر لک ... 3- لر بالا گریوه ای  یا خرم آبادی...

پرداختن به شباهت های فرهنگی اعم از زبان و پوشش و موسیقی و صنایع دستی اینها نشان می دهد که اینان همگی متعلق به یک نحله بزرگ از اقوام ایرانی به نام ...قوم لر ... هستند ... نوشتن مقالات و پایان نامه های دانشگاهی و کنفرانس های برون مرزی و...و...و همه مؤید این است، که کردها دلبسته اند به این که قوم لر را در خود هضم کنند ... از سوی دیگر فرهنگ فارسی حاکم نیز با بی توجهی به خورده فرهنگ ها،  خود باعث گرایش های این چنینی شده است ... من خیلی لرهای بالا گریوه ای را می شناسم که آنها هم می گویند ... ما کُرد...هستیم ...این بجز فاجعه هیچ نیست ...

 بسیاری از نویسندگان کُرد در کتب و مقالات خویش همواره لُر را زیر مجموعه قوم کُرد محسوب می کنند، و اصرار زیادی هم بر این امر نشان داده اند، .مثلاً جناب آقای اکبری در کتاب " تاریخ استان ایلام " صفحه  326 در چند سطر نفرت خویش را از قوم لُر  ابراز نموده است و نوشته است ، (( گرچه اتابکان لُر کوچک بر این ناحیه حکومت داشته اند اما ترک نبوده اند!! بلکه ساکنان بومی بوده اند و مردم استان ایلام هم از لحاظ تقسیمات زبانی قومی و نژادی جزء لُر ها محسوب نمی شوند . بلکه اکثریت مردم ایلام ، کُرد هستند ، و جزء طایفه و قوم و نژاد کُرد محسوب می شوند )). اما  یکی از مردم شناسان مطرح کشور و دنیا  که لُر را مستقل از کُرد می داند " دکتر سکندر امان الهی"  است . که در اینجا به برخی از استدلال های ایشان که در کتاب " قوم لُر" آمده  می پردازیم.  او در کتاب قوم لُر صفحه 15 و 16 می نویسد اصولاً واژه لُر برای اولین بار در نوشته های بعضی از مورخین و جغرافیا نگاران قرن چهارم ه.ق  و بعد از آن می بینیم که اغلب به صورت اللریه ، لاریه ، بلاد اللور ، و لوریه ضبط شده است با این حال تا قرن 8 ه.ق هیچ گونه نظری در باره وجه تسمیه این قوم ابراز نشده است  ، بر اساس نظر دکتر امان الهی از قرن 8 ه .ق به بعد است که بعضی از مورخین چون حمدالله مستوفی ، معین الدین نطنزی ، قاضی احمد ابن محمد غفاری کاشانی مطالبی در این زمینه نوشته اند. او در همین صفحات به نظرات این نویسندگان پرداخته است مثلاً به زبده التواریخ  نوشته حمد الله مستوفی اشاره کرده و می نویسد : آمده است که وقوع    [این اسم بر آن ] قوم، به وجهی گویند که در ولایت مانرود دهی است که آنرا کُرد خوانند و در آن حدود بندی است که آن را به زبان لُری کول می خوانند و درآن  بند موضعی که آنرا لُر خوانند. چون در اصل ایشان ازآن موضع بر خاسته اند ، از آن سبب ایشان را لُر گفته اند. وجه دوم آنکه به زبان لُری کوه پر درخت را لِرگویند بکسر راء به سبب ثقالت ری کسره لام را به ضمه بدل کردند و لُر گفتند. وجه سیوم آنکه شخصی که این طایفه از نسل اویند ، لُر نام داشته  و قول اول درستتر می نماید و هرچیز که درآن ولایت نبوده به زبان لُری نام ندارد و به مجاز از نقل زبانی دیگر نام بر آن اطلاق کرده اند.  این نظر توسط چند نفر دیگر با کمی تفاوت  تکرار شده است ، دکتر امان الهی نظر پرفسور مینورسکی  را با اهمیت می داند ( چون نظرات او حد اقل به دور از قوم مداری است و لی هر ایرانی می تواند به خاطر حب و بغض هایش مطالبی له یا علیه قوم دیگر بنویسد)  نامبرده رویات گذشته را به جز موارد بی اساس و توام با خرافات ذکر نموده است  و آنها را مردود می داند . دکتر امان الهی در صفحه 21 همان کتاب  می نویسد ((سر هنری راولینسون اولین کسی است  که به طور دقیق از رابطه بین زبان لُری با زبان فارسی باستان پرده برداشت و بدینسان متوجه پیوستگی قومی بین پارسیان باستان و لُرها شد. او در ادامه به نقل از دانیلو پزشک سفارت کبرای روسی می نویسد(( تا آنجایی که می توان  از مشاهده تعداد کمی از افراد لُر قضاوت کرد مذهب و نوع خصوصیات جسمانی می رساند که لُرها در خالص ترین قبایل ایرانی میباشند)) . در قسمت دیگر به نظرات ریپلی  اشاره نموده است: (( نوع ایرانی خالص فقط در دو ناحیه  محدود پیدا می شود . یکی در میان مردم فارس اطراف تخت جمشید در شمال شرقی خلیج فارس و دیگری در میان لُرها یا کوهنشینان سمت مغرب.)) . او به مطالب افراد دیگر چون هنری فیلد و لُرد کرزون هم اشاراتی دارد .  به طور مثال لُرد کرزون در باره لُر ها می نویسد: (( این موضوع که لُرها ازچه قوم و طایفه ای بوده اند و از کجا آمده اند  از رازهای باز نشده تاریخ بوده است و خواهد بود . اینان قومی هستند بدون تاریخ ،بدون آثار مکتوب و حتی بدون هر گونه روایتی در باره گذشته خود!!  بعضی از نویسندگان اصل آنها را از ناحیه باکتریا ( بلخ) پنداشته اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم آنها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در این نواحی کوهستانی خویش زیسته اند .)). او در صفحات 25 و 27 به تاریخ دیرینه سرزمین های لُر نشین همانند ایلام ، لرستان ، بختیاری ، فارس ، خوزستان اشاراتی دارد که در خور توجه اند. او به نوشته دیا کونف و گیرشمن اشاره کرده و می گوید (( محل  سکونت کاسیت ها از ازمنه قدیم تا فتح ایران به دست اسکندر مقدونی کشور کوهستانی بود که در فهرست ما همان ناحیه 8( عیلام باستان) که اکنون لرستان نامیده می شود.))  او در صفحه 33می گوید : متاسفانه دانسته های ما در باره روابط کُردان و لُران اندک است .  و به کتاب ( مسالک و ابصار فی ممالک الامصار  نوشته ابن فضل الله العمری اشاره دارد که نویسنده ای  مصری است ، او به وجود لُر ها در مصر و سوریه اشاره کرده است که زبر دستی و چالاکی آنها زبانزد بوده است ، همین امر باعث وحشت صلاح الدین ایوبی شده  و او به قلع و قمع آنها پرداخته است . نکته جالب آن است که حمد الله مستوفی اشاره به مهاجرت اقوامی از جبل السماق شام به مناطق لُرستان می کند . و حتی نام آنها را هم ذکر کرده خیلی ها آنها را به غلط کُردان کوچ کرده از سوریه می دانند،  چون در حال حاضرشاید!! فقط کُرد ها ساکن سوریه هستند!  و با وجود این سند و این که صلاح الدین خود کُرد بوده و آنها یی که که تبعید شده یا کوچانده شده اند همان لُرهایی هستند که در نوشته های ابن فضل الله العمری آمده است . بنابراین با توجه به گفته های نادرستی که در مورد ریشه قومی لُرها و اینکه شاخه ای از کُردان می باشند وجود دارد مجبور یم  این مهم را بررسی کنیم . چون برخی نویسنگان کُرد  زبان چون رشید یاسمی ( کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص 172-181) - شیخ مردوخ کُردستانی (تاریخ کُرد و کردستان و توابع ص 75 - 117)  وغیر ه ... اقوام ایرانی غیرترک به ویژه لُر ها را کُرد قلمداد کرده اند . به گونه ای که جناب آقای صدیق بورکه ای در کتاب  تاریخ کُرد و کُردستان نشر آتیه - با برسی تاریخ؛ همه مردم ایران را کُرد می داند . از رستم دستان  تا اسفندیار رویین تن ...و گرگین میلاد  شاهنامه تا ماد و گوتی ها و لولو بی ها ، کاسی ها، ساسانیان و کریم خان زند  که لُر بودن او را همه می دانند و حتی در آثار مکتوب باقی مانده او خویش را لُر خوانده است و...و...و همه را کُرد می داند . محقق که هیچ حتی آدم معمولی هم تعجب می کند ، که لُرها کُردند؟!! چرا اینقدر تعصب و تحریف تاریخ باید وجود داشته باشد . شاید نتوان هویت افراد شاهنامه را عوض کرد،  اما هویت قوم لُر که کمترین آثار مکتوب را دارند، کار بسیار ساده و آسانی است .  به گونه ای که این تغییر هویت را بنده به چشم خویش. دیده ام که در طی 15 سال اخیر طایفه بالوی دهلران که لٌُر زبان بوده اند، اکنون کُردی صحبت می کنند. گذشته از همه اينها نگاهي به گذشته ادبي لرستان كه در متون مذهبي يارسان محفوظ است، هر پژوهشگري را به اين حقيقت آگاه مي كند، كه دهها نفر با لقب لرستاني به زباني سروده اند، كه خيلي بيش ازآنكه به لَُري خرم آبادي يا بختياري و.. شباهت داشته باشد به لكي بر مي گردد، ولو اينكه برخي پژوهشگران اين سروده ها را تماماً گوراني و گوراني را هم كُردي بدانند. چگونه مي توان ترديد كرد كسي كه دوبار در نامش واژه لُر آمده است (بابا لره لرستاني، قرن دوم هجري) و يا يكبار (فاطمه لره گوران) و دهها نفر با لقب لرستاني، لُر نبوده اند؟ (براي اطلاعات بيشتر نك: آثار دكتر صفي زاده با عناوين «نام آوران يارسان« و »كلام خزانه» و..) «لُرستان فيلي» لُر نشين است. و در این جای هیچ شکی نیست ،اگر به لُرستان همچو يک نامجاي تاريخي بنگريم (بدون مرزهای سیاسی و جغرافیایی) ، مشاهده مي کنيم، که اکثر مردم لُر فيلي «لک زبان» بوده اند و آنچه امروز تحت نام «لُر» يا «لُري خرم آبادي» مطرح مي شود، شامل جمعيت اندکي از مردم استان لُرستان مي شود،  به گونه ای که اکثر قریب به اتفاق استان لُرستان لک هستند ، پس لُر ها فقط شامل گویش های خرم آبادی و بروجردی و... نمی شود و شامل ، لکی و بختیاری هم بوده که در محدوده ای خارج از استان لُرستان فعلی هم وجود دارند، که عبارتند از قسمت هایی از کرمانشاه ، ایلام ، خوزستان ، کهکیلویه و بویر احمد ، چهار محال و بختیاری ، نور آباد ممسنی در شیراز و روستاهای مختلف دیگر در سطح استان فارس و اصفهان ، قسمت هایی از استان مرکزی ،  قسمتهایی از بوشهر ، کرمان ، خراسان رضوی و جنوبی ، وحتی بخش های کوچکی از استان کُردستان .. وقتي سخن از لُرستان تاريخي مي رود. بي درنگ تقسيم بندي پيشکوه و پشتکوه خودنمايي مي کند، آنچه در باب استان لُرستان فعلي در گفتار بالاتر بيان شد، مي تواند براي تعيين توازن جمعيتي پيشکوه روشنگر باشد، درباره پشتکوه نيز بايد در درجه نخست از استان فعلي ايلام نام ببريم. که با همه ي کوچکي اش رنگين کماني از گويشهاي متفاوت لُري را دارد. که امروزه با عناويني همچون کُردي، کُردي فيلي، کُردي ايلامي یا محکی ، کُردي جنوبي یا پشتکوهی، لکي، لري، هندميني، بدره اي و.. معرفي مي شوند، آنچه مسلم است اين است، که استان ایلام کنونی جزء منطقه لُرستان بوده است و اتفاقاً در پاره پاره تاريخ اين ديار مرکزيت لُرستان را نيز داشته است . چگونه می شود که مرکز لُرستان اکنون همه کُردند؟ پاسخ این سوال در سطر های گذشته آمد، دلیل مطرح کردن این سوال فقط تأکیدی است برای یافتن دلایلی محکم تر از دلایل من می باشد؟! .همانگونه که می دانیم و دیدید. در استان كنوني ايلام لُري فقط منحصر مي شود، به درصد ناچيزي از ساکنان مناطق جنوبي استان و بقيه مردم ايلام به لک و کُرد تقسيم مي شوند.  اين سخني است که بيش از هرچيز ريشه در فعاليت "جنبش کُردي" و عدم فعاليت و روشن بيني لُران دارد. نکته جالبی که وجود دارد به وجود آمدن جنبش های ((لُری)) در کشور عراق است ، زیرا بسیاری از مردم لُرستانی تبار عراق به این نتیجه رسیده اند ، که کُردهایی که لقب فیلی دارند در اصل لُر هستند و در حال حاضر سایتی اینترنتی با نام (( لورستان الغربیه ))  چندی است شروع به فعالیت کرده و تمام اخبارش مربوط می شود به لُرها و کُردهای فیلی ...ساکن کشور عراق شاید. وضعيت فرهنگي و قومي در مناطق غرب کشور و لرستان در سالهاي اخير به گونه اي پيش رفته است که به نظر مي رسد بايد براي پيدا کردن «لُر» و «لُرتبار» و «لُر زبان» حتی در استان لُرستان مقداري به زحمت بيفتيم (!) علاوه بر اينکه مردم برخي شهرهاي استان که از نظر جغرافيايي و يا فرهنگي و زباني به مرکز کشور نزديکتر شده اند، حتي در تلويزيون استان لُرستان هم به اشتباه غير لُر زبان معرفي مي شوند ، برخي از عناويني که به اين مردم اطلاق مي شود از قبيل بختياري و بروجردي سابقه کاربرد تاريخي دارند و اگرچه هيچ زبان شناسي اين گويشها را خارج از دايره لُري تشخيص نداده است با اينحال گاهي به نامهاي خود خوانده مي شده اند.  اما اخيراً همين الگو به تمام شهرها و گويشهاي ديگر هم تسري پيدا کرده است، آخرين نمونه آن ظهور يک زبان بديع الايجاد است به نام «فارسي محلي» به نوشته سايت ميراث فرهنگي استان لُرستان اين گويش در شهرهاي حوزه دشت سيلاخور دورود و ازنا رايج است.!!! قضاوت با اهل ذکاوت.

 تنها کتابی که به طور کامل به اقوام ساکن در استان ایلام کنونی پرداخته کتاب(( مجموعه آراء درباره ساکنین پشتکوه ایلام )) نوشته جناب آقای جعفر خیتال است، این کتاب که مهمترین کتاب در زمینه قوم شناسی استان ایلام است، را ابتدا بررسی کرده ایم و بعد به منابع دیگر نیز پرداخته ایم . جناب آقای خیتال در این کتاب کار نسبتاً بزرگی انجام داده اما مثل بسیاری از کتب موجود شامل کاستی هایی نیز می باشد . که محقق به بعضی از این اشکالات نیز اشاراتی دارد .   

نمی توان منطقه پشتکوه را به طور مجزا از لرستان بررسی کرد * خیتال ، جعفر ، مجموعه آراء درباره ساکنین پشتکوه ایلام  صفحه 113 ، ناشر کتابخانه اسماعیلی ،چاپ زمستان 1369 ... جناب آقای خیتال به نقل از هنری فیلد در کتاب ((مجموعه آراء در باره ساکنین پشتکوه ایلام ؛ در صفحه 113 می نویسد. لُر کوچک یا لرستان کوچک شامل ناحیه ای است بین دزفول در جنوب و کرمانشاه در شمال و بین آب دز در مشرق و مرز ترکیا در مغرب و این ناحیه به دوقسمت تقسیم شده است پیشکوه و پشتکوه))  ... او در همین کتاب و صفحه 124 می نویسد" تعداد زیادی از مورخین ساکنین پشتکوه را لُر دانسته اند ،  از جمله ، رزم آراء - مینورسکی - ایزد پناه - بریون و غیرهم که ایل بیرانوند را که از ایلات لُر محسوب هستند از اولین ساکنین ارتفاعات مهم پشتکوه ( کبیر کوه) بحساب می آیند " . شرایط کنونی  قومی  استان ایلام بسیار پیچیده است  ، این استان بر اساس منابع تاریخی در گذشته  منطقه ای کاملاً لُر نشین بوده است ، که البته تعدادی از طوایف  قوم کُرد نیز در آن ساکن شده اند. او در همین کتاب  صفحه 120  می نویسد :" قبایل پشتکوه در جنوب غربی لرستان بادیه نشین بوده و به لُرهای فیلی معروفند و به والی  تا حد زیادی وفادارند" و در جای دیگر همان صفحه  می نویسد" هنوز خرم آباد را رسماً خرم آباد فیلی می گویند " .  بر اساس نظر آقای خیتال در صفحه 130 همین کتاب  به نقل از بریون می گوید: " اتابکان اهل لُرستان نیستند و حتی پدرانشان اهل لُرستان نبودند ، آنها از جای دیگر به لرستان آمده اند ، و بلندی قدشان مثل لُرها نیست . اولین اتابک لُرستان به نام ابو طاهر از خوزستان به لُرستان آمده بود ند" سوالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر جناب آقای بریون از لُر های خوزستان بی اطلاع بوده جناب آقای خیتال چرا این اشتباه را تکرار کرده است  چرا که می دانیم شهرستان های ... شوش  - اندیمشک و قسمتی از دزفول و شوشتر و بهبان، به زبان لُری تکلم می کنند و لُر هستند و جالب تر آن که اهالی شوش و اندیمشک به گویش لُری لُرستانی تکلم می کنند . و نکته جالب تر این که خیلی از لُر ها در گذشته به عراق مهاجرت کرده اند و ساکن عراق شده اند و زبانشان در حال حاضر عربی است . اگر فرض بر این باشد که خوزستانی ها همه عرب هستند که این خیلی دور از انصاف است . باز هم بر اساس روایات شفاهی موجود در منطقه خیلی از لُرها در عراق ساکنند و به اعتقاد معمرین منطقه  عرب های خوزستان و خیلی از مردم عراق که ساکن نوار مرزی با ایلام کنونی هستند در اصل لُر هستند. و این ابو طاهر می تواند از همان ها باشد و آخرین دلیل میرنوروز بزرگترین شاعر لُر زبان است که نوه آخرین اتابک یعنی شاهوردیخان است که پیشتر به آن اشاره نمودم . اما به خاطر فعل و انفعالات  10  قرن  گذشته که اطلاعات ما در باره آن محدود است ، فرهنگ و زبان کُردی در زمان معاصر غالب شده است . اولین نشانه های تسلط فرهنگ و زبان کُردی در قرن های 5و6 ه.ق قابل تشخیص می باشد، در این دوره خاندان فضلویه کُرد حاکمان منطقه ایلام ولرستان و کرمانشاه شدند و بعد از آنها حکام بنی عیار که آنها هم از طوایف کُرد هستند؛ به قدرت رسیدندو قابل پیش بینی است که آنها با بیش از2 قرن حکومت بر مناطق ایلام و لرستان و کرمانشاه باعث تغییرات فرهنگی زیادی شده باشند ، که  از جمله آن رواج زبان کُردی است  . این تأثیرات فرهنگی با روی کار آمدن اتابکان لُر تا حدودی از بین رفت ، اما با  قدرت گرفتن سلسله پهلوی و لُر کُشی دوباره فرهنگ کُردی غالب شده و تا کنون ادامه یافته است. وقتی که رضا خان  با کودتای نظامی ایران را در تاریخ 1299 ه. ش تحت تسلط خویش در آورد، با قشون کشی خصوصاً به مناطق لُرنشین که به سرکشی و تمرد مشهور بوده اند، ضربات جبران ناپذیری بر فرهنگ و قومیت این منطقه زده است و با تبعید کردن ایلات و عشایر به مناطق غیر بومیشان ، مراتب از هم پاشیدگی ایلات و عشایر لُر را فراهم نمود . براساس روایات شفاهی و اسناد مکتوب سردار امیر احمدی  در سرکوب عشایر لُر نقش مهمی را برای رضا خان بازی کرد.  در تاریخ 1307 شمسی سپهبد امیر احمدی ، سپاهی به سر کردگی محمد صادق کوپال را  با درجه ی سر لشکری عازم پشتکوه لرستان (ایلام امروزی ) نمود.ولی نیروهای او توسط عشایر پشتکوه محاصره شدند ،که  با ورود نیروهای کمکی ، رزم آرا محاصره شکسته شد و والی فرار را بر قرار ترجیح داد . مقارن این ایام جمعی از روسای عشایر لرستان که به آنها تأمین داده شده بود، توسط سر لشکر حسین آقا جان خزایی به دار آویخته شدند ، از آن به بعد اعدام خوانین و بزرگان لُر شروع شد . به قول معمرین یکی از دلایل گرایش لُرها به فرهنگ و زبان کُردی همین جریان است ، چون آنها با کُرد قلمداد کردن خود و تغییر لهجه و زبان از مرگ رهایی می یافتند ، و این روند با گذشت چند دهه باعث به وجود آمدن هویتی جدید شده که اکنون در ایلام وجود دارد، .. دلیل دیگری که اصل و نسب ایلامیان امروزی را لُر محسوب می کنیم ، این است که به فرماندهی فرزندان غلامرضا خان فیلی که هیچ کس در لُر بودنش شکی ندارد ، قیام گسترده ای توسط مردم منطقه خصوصاً ایل های شوهان و ملکشاهی و بدره ای  در تاریخ 1308 شمسی رخ داد که توسط نیرو های دولتی سرکوب گردید . و بسیاری از دلاوران آنها  هم به خاک و خون کشیده شدند.

منبع: هم تبار